تبليغاتX
.:: مرگ‌آگاهي |حسین کاشانی ::. - فيلم ساز مسلمانم آرزوست!


.:: مرگ‌آگاهي |حسین کاشانی ::.

اين همه مسلماني ماست!

درباره «كتاب قانون»

به بهانه‌ي پخش در شبكه سينماي خانه‌گي

1.«كتاب قانون» تصويري است از جامعه‌ي ما و دين‌داري مردمان ما. ديني كه نه از منابع اصلي آن، بلكه بر ستون‌هاي نه‌چندان مستحكم باورهاي عاميانه و تفكرات خرافي و سنتي عده‌اي بنا شده‌است. دينداراني كه قرآن را مهجور گرفته‌اند و معارف آن را وانهاده‌اند. «كتاب قانون» بر اين نوع دين‌داري مي‌شورد و بنيان آن را بر باد مي‌دهد. در جامعه‌اي با چنين نوع دين‌داري، «دين‌داران واقعي» منزوي و مورد سرزنش‌اند-و شايد هم فراري!
«كتاب قانون» دعوتي است براي بازگشت دوباره به اسلام حقيقي و تمسك به معارف قرآن. گرچه شايد در نمايش چهره دين‌داران سنتي كمي زياده‌روي هم كرده‌باشد.

اين‌ها كه گفته شد احتمالاً برداشت اغلب افرادي است كه اين فيلم را ديده‌اند و چه بسا ديدن‌اش را به ديگري سفارش نموده‌اند.
آدم بدبيني نيستم ولي نمي‌توان نگفت كه نه تنها همه هدف فيلم آن نبود، بلكه آنچه به آن پرداخته شد چيز ديگري بود كه سازندگان آن چندان هم سعي در پنهان‌نمودن آن نداشتند. ليكن به هر دليلي ديده نشد-و يا نخواستند كه ببينند.

 2.اين سوال مطرح است كه آيا فيلم‌سازاني در اين ام‌القري اسلام زيست مي‌كنند كه اندكي دغدغه‌ي دين (به معناي اعم آن) داشته باشند؟
پاسخ من منفي است. چنين كساني يافت نمي‌شوند. در اين‌صورت فرض دل‌سوزي جناب كارگردان براي اسلام و مسلماني ما از بنيان‌اش بر باد است.
اگر مي‌شد -و يا بتوانيم- مخاطبان رسانه را طوري تربيت مي‌نموديم كه هنگام ارتباط با آن-و اين‌جا، هنگام تماشاي فيلم- به خلسه دچار نشوند و روح و قوه ادراكي خود را بي‌كم و كاست در اختيار آن قرار ندهند، بسياري از مشكلات ما در باب تاثيرات رسانه از بين مي‌رفت-صد حيف كه چنين نشده است.

3.«كتاب قانون» ساختار چندان حرفه‌اي و جذابي ندارد كه با كمك آن بتواند مخاطب را تا پايان نگه دارد، ليكن به واسطه موضوع خود مخاطب را جذب مي‌كند. به نظر من فيلم يك حرف اصلي دارد و پيرامون آن و در راستاي آن حرف‌هاي ديگري هم دارد.

«آمنه» را نبايد يك فرد در نظر گرفت، او نماينده جماعتي است در جستجوي معنويت. او در اين جستجو مسلمان مي‌شود-گرچه از چگونگي مسلمان شدن او چندان حرفي به ميان نمي‌آيد-ليكن نه در اثر ارتباط با مسلمانان. كه در لبنان «اسلامي ناب»ي وجود دارد كه اگر مي‌خواست آن‌‌گونه مسلمان مي‌شد پيش از آن بايد مي‌شد. او از طريق آشنايي با يك كتاب اخلاقي و پيش‌زمينه‌اي كه از عرفان حافظ و مولوي دارد مسلمان مي‌شود. پس نوع اسلام او مشخص است. همان اسلامي كه در ايران به واسطه سيطره ظاهرگرايان چندان رونقي ندارد، كه در ادامه در تقابل اين دو اسلام، اسلام آمنه است كه حقانيت خود را ثابت مي‌كند. اما به واسطه شرايط غيرقابل تحمل از «ايران اسلامي» به لبنان مي‌گريزد. كه «ما آزموده ايم در اين شهر بخت خويش، بيرون كشيد بايد از اين ورطه رخت خويش». يعني در ايران از اسلام و مسلماني خبري نيست. يعني شكست همه آرمان‌هايي كه ما به آنها معتقديم.

حالا ما ايراني‌هايي كه دل‌مان براي اسلام آمنه تنگ شده است بايد چه كنيم؟! اين رحمان است-اين رزمنده‌اي كه سال‌ها پيش از كشورش دفاع كرده-كه با بازگرداندن يك تازه مسلمان از لبنان، اسلام او را هم براي‌مان به ارمغان مي‌آورد.  در پيرامون سير اصلي داستان چيزهاي ديگري هم وجود دارد. گمان نكنيم كه فيلم فقط برخي از مسلمانان را نشان داده و مسلمانان اصيل را نمايش نداده است. با آنچه كه از آن مشهود است او مسلمانان را در ايران همين‌هاي مي‌داند كه تصوير كرده و نه جز اين‌ها.
«عكس سوزي» تازه‌مسلمان ما هم بي‌حرف و حديث نيست، كه اگر بخواهيم اشارات و كنايات و مغالطاتش را شرح دهيم در اين مختصر نمي‌گنجد. و خيلي چيزهاي ديگر.   
نوشته شده در سه شنبه 18 اسفند1388ساعت توسط حسین کاشانی| |


Design By : Night Skin